امروز که دارم .
می نویسم یه احساس دیگه دارم .
یه احساسی که از درون قلبم می خوام فریاد بزنم احساسم و خالی کنم که بگم هر جا هستم به یادتم .
می خوام اسمشو فریاد بزنم بگم که دوسش دارم .
ولی زبانم جرات فریاد زدن نداره ........
سکوت .
سکوت .
سکوت
باز هم باید سکوت کنم تا درده این عشق را در خودم خاموش کنم
این عجیب است که چگونه یک نوزاد می تواند در محیط تنگ شکم مادر زندگی کند و عجیب تر این که چرا بسیاری از افراد بالغ در این دنیای بی پهنا نمی توانند زندگی کنند و دست به خود کشی می زنند.
زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم
در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونند. از بودن با اونا لذت می بری ولی با اونا به جایی نمی رسی